به بهانه نيمه شعبان

پنج شنبه نيمه شعبان سالروز ولادت امام زمان (عج) بود . من هم در روستا بودم امكان درج پست جديد نداشتم. به همين بهانه شعري از ناظر زاده كرماني كه در ايام جواني خيلي پسنديده بودم و احتمال زياد شما هم با آن آشنا هستيد درج مي كنم.

۱) ای دل شیدای ما، گرم تمنای تو

                                   کی شود آخر عیان، طلعت زیبای تو

۲) گرچه نهانی ز چشم، دل نبود نا امید   

                                   می رسد آخر به هم، چشم من و پای تو

۳) باش که فرعونیان، غرق ستم ناگهان        

                                  خیره شود چشمشان از ید بیضای تو

۴) گوش فلک پر شده از رجز این و آن    

                                  بار خدایا به گوش، کی رسد آوای تو

۵) زاده ی نرگس تویی، دیده چو نرگس به ره

                                   مانده که بیند مگر لاله ی حمرای تو

مخلص ارادتمندان و رهروان واقعي امام زمان(عج) هم هستيم. اميد كه به يمن و بركت ولادتش آرامش و امنيت بر امت اسلامي سايه بگستراند.

 

 

عكس ها

بايد از همه مراجعين محترم عذر خواهي كنم . نمي‌دانم چه بلايي سر نمايش عكس‌هاي زيباي وبلاگ آمده است. تصميم دارم وبلاگ را به وب سايت تبديل كنم تا گريبان‌گير اين مشكلات نشوم. به خصوص كه در اغلب موارد براي توضيح از عكس به جاي تشريح استفاده مي‌كنم.

كمي صبر صبح نزديك است. 

تصاوير جديد (28خرداد91)

تصاوير زيبا و جالب از مناظر بي بديل اطراف روستاي سيه منصور

نماي سيه منصور از ناخير يولاغي

سرسبزي مراتع حاصل وفور نعمت باران

شقايقها بردامنه دشت

زيبايي ناشي از تنوع رنگ طبيعي

بقيه تصاوير را در ادامه مطلب ملاحظه فرماييد(لطفا)

ادامه نوشته

قارچ طبيعي خوراكي

 

با اينكه ايران در زمره كشورهاي كم آب به شمار مي‌رود. دامنه بزقوش از بارش خوب باران تا نيمه خرداد برخوردار است. يكي از عوايد اين بارندگي در كنار خاك حاصل‌خيز رويش خوب قارچ در فصل بهار به ويژه در مراتع است. در زير تعدادي عكس از قارچ‌هاي مذكور درج مي‌گردد. در يك گشت در مرتع گللي چمن به اندازه يك شام ۱۳ نفره قارچ چيديم و به مصرف رسانديم. جاي شما خالي.

قارچ بزرگ نمونه

همان قارچ در دست مرتضي لطفي براي قياس بزرگي آن

 قارچ كوهستان

 

 

 

 بقيه عكس‌ها را در ادامه مطلب ببينيد.(لطفا)

ادامه نوشته

لايروبي نهر

هر سال قبل از شروع نوبت آبياري بايد نهر آب لايروبي شود.

باتوجه به زمستان بسيار سرد و برفي سال گذشته بخشي از نهر آب تامين كننده آب باغات روستا كه از مسيري بسيار عجيب به روستا مي‌رسد ريزش كرده بود. لذا نياز به كار بيشتري بود. بايد در كار لايروبي و بازسازي نهر همه اهالي مشاركت نمايند كه در اين امر جرزني هايي هم رخ مي‌دهد از اين كه بگذريم كار كاملا ابتدايي و سنتي انجام مي شود . به دليل طولاني بودن مسير نهر و زياد بودن كار و همچنين امكان مشاركت همگان اين كار در سه روز انجام مي‌شود كه من در روز سوم به هم‌ولايتي ها ملحق شدم و همراهشان بودم و چند تصوير تهيه كردم كه فكر مي‌كنم ديدنشان خالي از لطف نباشد. اليته مقدمات تبديل نهر خاكي به نهر سيماني و بتوني فراهم شده است كه اميد است پاييز امسال پس از اتمام فصل آبياري انجام گردد.

 آقايان شعباني اكبري و اسماعيلي

آقاي نعمت اله شعباني با اندوخته اي غني از تجربه كشاورزي

همت عمومي براي كسب رزق در معامله با خدا

باز هم همياري

پيرتر ها جلودار كار و تلاشند

تلاش روستايي

ناز همت روستايي

1

چاي براي زدودن خستگي از تن و جان

يكي از دوستان پيشنهاد نمود براي اينكه صفحه اول وبلاگ سنگين نباشد تصاوير را در ادامه مطالب درج كن . لذا  درخواست مي‌كنم بقيه تصاوير را در ادامه مطلب ببينيد.

ادامه نوشته

تبريك

عوامل شادي آفرين در افراد مختلف متفاوتند. خبر كسب رتبه اول كنكور دكتراي رشته بيومكانيك توسط آقاي حامد اسماعيلي از جمله خبرهايي است كه اگر نگويم برايم بي‌نظير قطعا كم نظير است. جاي حاجي خالي كه از اين خبر به شعف بيايد و قطعا هوس يك قرباني به سرش بزند.

حامد جان اين خبر مايه افتخار است به خودت و پدر و مادر و خانواده فرهيخته‌ات تبريك مي‌گويم. از شما همين مسير انتظار مي‌رود. منتظر خبرهاي موفقيت‌هاي بعدي از تو هستيم.

تصاوير جديد(8خرداد91)

اين تصاوير مربوط به چهارم خردادماه است.( اگر نشانگر را روي تصاوير نگه داريد عنوان و شرح خيلي مختصري از هر تصوير را خواهيد ديد.)

باغ سيب پس از شكوفه و پس از بارش خوب دو روز گذشته

 

همان قبلي

 

شكوفه با حوصله

 

دورنماي سيه منصوز جنوب

 

يوسف گلي و ليوانلو از وسي داشي با اندكي آلودگي غبار عراقي

 

باز هم نمايي از سيه منصور پس از شستشوي دوروزه توسط باران

 

همان توضيح قبلي

 

مه بر فراز روستا و بر سينه بزقوش

 

نماي سيه منصور از آبي سالام

 

همان توضيح قبلي

 

نهال آلو شابلون كه سه هفته پيش كاشته شده

 

نهال گلابي با همان توضيح

 

گلابي خودرو و ديم . در تصوير سايه و آفتاب توام ديده مي شوند.

 

يك باغ نمونه از لحاظ هرس و آرايش درخت (باغ دكتر شكورمنصوري و مرحوم حاج اسماعيل اسماعيلي)

 

گونه نادري از خانواده لاله در دامنه بزقوش

 

لانه اي در دل چمنزار

 

لانه اي در بوته گون

 

ريواس به گل نشسته

تصاويري ديگر (19 ارديبهشت91)

  در ارديبهشت سال ۸۷ تعداد ۳۰۰ اصله نهال سيب كاشتيم كه در اين كار آقايان مير سليمان حسيني (دايي) و نعمت اله شعباني كمك فني قابل تقديري نمودند كه سال قبل از يكي از درختان آن نهال ها سيب برداشت نموديم.

كاشت نهال سال 87

آقاي نعمت اله شعباني

ريش سفيدان از راست به چب آقايان حاج حبيب اسماعيلي،سوادعلي اسماعيل نژاد، كربلايي زلفعلي بشيري، آقا حسن اسماعيلي، حاج حسن اسماعيلي، نعمت اله شعباني، جلال منصوريان و حجت اسماعيل نژاد

ريش فيدان روستا

بازهم ريش سفيدان

براثر سرماي بسيار زياد آب نفوذ كرده در درزهاي سخره ها يخ زده و موجب ترك برداشتن و خرد شدن آنها مي‌گردد.

فرسايش

فرسايش صخره ها

گله آماده عزيمت به صحرا

اردك خانگي

بوقلمون آنهم از نوع خانگي

گله شتر

روستاي سيه منصور احاطه شده در ميان باغهاي اطراف

سيه منصور از آبي سالام

زيبايي سيه منصور از جنوب غربي

باغ نصير عمو كه بزرگترهاي‌ما از گذشته آن خاطرات زيادي دارند چون در آن زمان باغ در سيه منصور بسيار محدود بوده و ميوه ها هوس انگيز بوده تعقيب و گريزهاي زيادي رخ داده‌است.

باغ سنتي و قديمي مرحوم نصي عمو با تمام زيبايي اش

همان باغ

اين آبگير به ابتكار آقاي دكتر منصوري كه در حقيقت آغازگر تبديل نوع كاربري زمين‌ها از زراعت به باغداري بوده ايجاد شده و براي ذخيره آب لازم براي باغ معظم خود بوجود آورده است.

قوشا گول

آلوچه وحشي

زردآلوي رسيده

زردآلو و آلبالو

مشكل ميوه هاي خوشمزه سيه منصور اين است كه اولا دير مي‌رسند ثانيا با بازار فاصله مسافتي زيادي دارند.

استخر پشت فنس

قدر اين آب خيلي زياد است. آباداني با آب شروع و با آن تداوم مي‌يابد.

خروجي استخر

 

باز هم تصاويري ديگر (17 ارديبهشت 91)

 پنج عكس اول مربوط به تيرماه ۹۰ مي‌باشد كه از بلندي مشرف به روستا موسوم به آغزي‌بير گرفته شده‌است. باغ‌هاي سيب، قوشا گل ، آت گلي و روستاي سنقر آباد با يك دورنماي زيبا در يك جا ديده مي‌شوند.

1

2

3

4

5

احداث باغ در ناوازمي با انتقال آب از استخر در فاصله ۷۰۰ متري ( ۴۰۰ نهال اصلي و ۴۰۰ نهال زود بارده)

دورنماي باغ جديد نهال كاري شده

حامد كه در حال اتمام دوره كارشناسي ارشد است در احداث باغ مشاركت مي كند.

علي دانش آموز دبيرستاني در حال آبياري

كربلايي هدايت درحال كاشت نهال

خودم درحال كاشت نهال

هم كار و هم صفا

آبگوشت براي ناهار

صرف ناهار در هواي بهري

دو برادر اكبري در دو طرف انتهايي تصوير، برادران اسماعيل نژاد ، حاج عزيز و آقاحسن اسماعيلي ( چهره‌ها گوياي گذشته زحمت و رنج كسب روزي براي عشيره و خانواده مي‌باشد)

شناسنامه كاري سيه منصور

چند تصوير ديگر

مناظر مسحور كننده با هوايي مطبوع:

1

اگر قرار باشد زيبايي با زبان تصوير ارائه شود اين تصوير بالاتر از متوسط خواهد بود

همه جلوه هاي زيبايي در يكجا

نهال از نهالستان نمونه سال ۱۳۹۰ آذربايجان شرقي( آقاي وحيد شامقلي) سيب(زرد و قرمز) - شابلون زودرس - گلابي و آلو

نهال1

 

نهال2

 

كار و تلاش

 هنوز هم بر عقيده‌ام اصرار دارم كه واژه‌ها و تصاوير فقط نمي از يم زيبايي سيه منصور را بروز مي‌دهد.

بهار91

باز بهار و لطافت و زيبايي و رويش و طراوت

چند تصوير از استخري كه شكاف ايجاد شده اش ترميم شده و امكان احداث باغ جديد در فاصله هفتصد متري برايمان فراهم نموده. البته به همت آقاي اسداله دوستارگان در انتقال آب يوسف گلي به پير دره‌سي توسط لوله گذاري با شراكت ما انجام شد.

كاش مي‌شد تصاوير را با كيفيت بهتري درج نمايم هر چند قبلا هم نوشته ام كه تصاوير حق مطلب در توصيف زيبايي طبيعت بهاري سيه منصور را به هيچ وجه ادا نمي‌نمايد.

ترميم استخر:

استخر

فشار آب در فاصله ۸۵۰ متري از خروجي استخر:

انتقال آب براي باغ جديد

نمايي زيبا از كنار يوسف گلي : كربلايي زلفعلي بشيري در حال گسترش باغ در آنسوي ساحل

نمايي زيبا از يوسف گلي

باغ پس از هرس:

مخمل سبز بر تن زمين

بر لب ساحل يوسف گلي مملو از آب:

ساحل

باغ هرس شده:

طبيعت بي شرح

باز هم ساحل:

بيد و آب و سرسبزي

شكوفه زردآلو در ۳۱ فروردين:

شكوفه زردآلو

استخر در حال پر شدن:

ذخيره آب براي آبياري از آبهاي جاري

نهال كاري:

كاشت نهال براي باغ جديد

احداث باغ جديد:

كاشت نهال

باز هم استخر:

استخر درحال پرشدن

شعري از شهريار

ديروز سر يك موضوع كاري از فضاي حاكم بر محيط كار خيلي دلگير شدم. توجيهات ارائه شده مجابم نكرد ولي چه بايد كرد وقتي عضوي از يك مجموعه بزرگ هستي توقع اينكه همه اجزا و اعضا مطابق آن‌چه منطقي و درست مي‌پنداري عمل نمايند دور از عقل است و فقط ممكن است اتفاقي رخ بنمايد. ياد بيت اول شعر زير افتادم و پس از جستجو كل شعر را يافتم سالها پيش كه با عالم شعر قرابت بيشتري داشتم در ديوان شهريار شعر معاصر ايران خوانده بودم.

ما گذشتيم و گذشت آنچه تو با ما کردي     تو بمان و دگران واي به حال دگران

  


رفته چون مه به محاقم که نشانم ندهند      هر چه آفاق بجويند کران تا به کران

 


ميروم تا که به صاحبنظري بازرسم                 محرم ما نبود ديده‌ي کوته نظران

 


دل چون آينه‌ي اهل صفا مي‌شکنند        که ز خود بي‌خبرند اين ز خدا بيخبران

 


دل من دار که در زلف شکن در شکنت  يادگاريست ز سر حلقه‌ي شوريده سران

 


گل اين باغ بجز حسرت و داغم نفزود     لاله رويا تو ببخشاي به خونين جگران

 


ره بيداد گران بخت من آموخت ترا                ورنه دانم تو کجا و ره بيداد گران

 


سهل باشد همه بگذاشتن و بگذشتن          کاين بود عاقبت کار جهان گذران

 


شهريارا غم آوارگي و دربدري              شورها در دلم انگيخته چون نوسفران

 


از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران        رفتم از کوي تو ليکن عقب سرنگران

حرف دل

درباره پدرم

درود بي‌كران به روان همه پدرهاي خوب و نازنين به ويژه پدر بزرگوار خودم كه جاي خالي اش در تمامي لحظات بر من هويدا مي‌گردد. او كه تمامي رفتارهايش مصاديق توصيه‌هاي ديني و علوم رفتاري را بر من تداعي مي‌كند. از همه مهم‌تر نگاه محبت آميزش به تك تك فرزندانش كه مانند پدري بود كه گويا تنها يك فرزند دارد و آن هم هماني است كه در آن لحظه مقابلش قرار داشت. گوش دادن با لذت به حرف‌هاي تك تك ما گويي كه مهم‌ترين واقعه را از زبان فرزندش بايد خبر دار شود. نصيحت توام با آرامش و بدون اجبار و اكراه. بي ميلي و بي‌رغبتي به مال دنيا در عين تلاش براي كسب درآمد تا آخرين لحظات حيات. روشن بيني و حسن ظن به همه به ويژه به اقربا. ساده زيستي و از همه مهم‌تر عدم توقع از ديگران علي‌رغم اين‌كه در برآورده ساختن توقعات كم نمي‌گذاشت. حضور سرزنده و تاثير گذار در اجتماع طايفه علي‌رغم كهولت سن. هم‌كلامي با مخاطب به تناسب علايق ، سن ، حرفه و ذائقه او طوري كه تحسين مخاطب را پس از خداحافظي در پي داشت.

چهل سال از عمرم را با نعمت معاشرت و زندگي در زير سايه گسترده او گذراندم . همه از سختي هاي روزگار و دنياي دني ناله مي‌كنند ولي اين مدت بي پدري بيش از همه چهل سال قبل بر من سخت گذشته است. قبل از هر سفر بايد برنامه ام را به او اطلاع مي‌دادم و در بازگشت از هر سفر، هم من ،هم او هردو براي ارائه گزارش سفرم بي تاب بوديم. چه زياد بودند دفعاتي را كه سفره شام را براي رسيدن من به تاخير مي‌انداخت. چه بسيار بودند دفعاتي كه من معذب نباشم نيم ساعت قبل از برنامه براي سفر آماده مي‌شد. چه لحظه لذت بخشي بود وقتي در اولين سفر با ماشين خودمان از اين‌كه مي‌تواند بدون عذاب وجدان و با خيالي آسوده توي ماشين خودش سيگاري روشن كند و به راحتي بكشد.

شايد هيچوقت يادم نرود شادماني كه كه در چهره اش بابت اين‌كه سفري داريم با خودرو خودمان كه هر جا دلمان بخواهد به ايستيم به هر طرف كه دلمان بخواهد برويم و هر جايي را كه دوست داريم ببينيم يا توقف كنيم نمايان شده بود.

شايد هيچ‌كس به اندازه من از خوشحالي اش بابت ازدواج و سر و سامان گرفتن نوه هايش خبر نداشت و ندارد. قطعا هيچ كس به اندازه من از ميزان نگراني‌اش از وضع معيشتي تك تك فاميل به خصوص عشيره خودش خبر ندارد. در خلوت از شغل و وضع زندگي افراد فاميل از من مي‌پرسيد.

چند روز پيش نكته جالبي از زبان همسرم درباره پدرم شنيدم كه به فكر خودم نرسيده بود. او مي‌گفت حاجي طوري با عزت زيست كه علي‌رغم سن بالا از كسي نشنيديم كه مثلا فلان كار را جلو بيندازيم كه ممكن است عمرش كفاف ندهد يا با عزا دار شدن مجبور به تاخير شويم.

در عين حالي كه مقيد به انجام وظايف شرعيه‌اش بود اهل كيف و لذت بردن از دنيا بود. او مصداق رنج خود و راحت ياران طلب بود. او بي تكلف و بي توقع بود.

شايد اگر مطالب بالا را در مورد كسي بشنوم يا بخوانم اولين چيزي كه به ذهنم مي‌رسد اين باشد كه چقدر اغراق! اصراري ندارم خوانندگان باور كنند هر چند كساني با او حشر و نشر داشتند و روحيات او را مي‌شناختند به بيشتر از اين هم اغنا نشوند.

تصور سال نو و عيد بدون حضور او برايم زجر آور بود هر سال قبل از سال تحويل همه بايد براي انجام مراسم «چهل ياسين» دور سفره عيد در كنارش جمع مي‌شديم هر ياسين كه تمام مي شد به سنجدي فوت مي‌كرديم و در آب مي‌انداختيم و در طول ديد و بازديد اقوام از آبي كه سنجدهاي چهل ياسين را داشت به ميهمانان به عنوان تبرك و تيمن تعارف مي‌كرد. با دست خط خود هفت سين قرآني مشتمل بر فهرست سوره‌هاي قرآن كه با سين شروع مي‌شوند در كنار هفت سين سنتي مان مي‌گذاشت و به ميهمانان تشريح مي‌كرد. احوال سال را از تقويم نجومي نجم الممالك كه هر سال پيش از پايان سال تهيه مي كرد براي ميهمانان مي‌خواند . از پاك كردن و پر كردن چند باره سفره به واسطه تكثر ميهمانان و چاي دادن خسته مي‌شديم. همسرم هم بزرگوارانه تا چند روز اول اصراري بر انجام عيد ديدني خانواده‌ي خود نداشت.

احسنت و تبريك خاضعانه ام را تقديم فاميل خوبم مي كنم كه در اين مدت ما را فراموش نكردند . به خصوص در ديد و بازديد عيد كه جالي خالي حاجي بر من خيلي فشار مي‌آورد با سرزدن به ما شرمنده مان كردند.

حاجي دلم براي آرزوهايت تنگ شده . دلم براي نقشه هاي زمين‌هاي دهات كه با دست لرزانت مي‌كشيدي تنگ شده. دلم براي «مشه رحمت» «مشه رحمت» صدا كردن هايت تنگ شده. دلم براي نگاه هاي سرشار از محبتت تنگ شده. دلم براي همسفري باتو تنگ شده. دلم براي خوردن يك آبگوشت دنده و قلم در كنار تو تنگ شده. دلم براي خوردن كباب با تو تنگ شده. پريروز آقا ميرهاشم مي‌گفت عمر زياد هم چيزي نبوده (از اين جهت كه آدم مرگ عزيزان را مي‌بيند) ولي اعتراف مي‌كنم كه بعد از تو من تازه فهميدم مادرم را هم  پانزده سال پيش از دست داده ام. شرمنده ام در خیر و شر نمی توانم بگویم به نام حاج صادق ثبت کنید( طویانه و خرج) آخر من با این کار فخر می فروختم و بزرگی می خریدم.ای رونق بازار من، بی تو چه کنم؟

حاجي نگران نباش فرزندانت خوب هستند علي رغم مشغله و گرفتاري كه هر كدام‌مان داريم همه ميهمانان و فاميل را كه بواسطه عزت و بزرگي ‌ات همچنان بر ما منت مي‌گذارند را ارج مي‌نهند. حاج عبداله ، كربلايي هدايت، آقا نبي ، عباد و نوه هايت و نتيجه هايت همه خوبند . خون تو در رگ آن‌ها جريان دارد و به بركت ياد و خاطر و نيت پاك تو بيمه بلايا خواهند بود. آقاي عظيم نژاد بي تابي مي‌كند. حاج صمد هم كه شما را خيلي دوست داشت ناباورانه چون تو سفر آغاز كرد. يك دفعه سايه ها رفتند از سر من.

حاجي جان كاش من هم بتوانم مثل تو خرسند از فرصت زندگي و شاداب باشم. بر خود می بالم پسر حاج صادق اسماعیلی فرزند غلام هستم.

مرگ حق است و گريزي نيست . حاجي عزيزم از منظر زيبايي شناختي مرگ تو هم خيلي زيبا بود . بدون دردسر ،بدون زمين گير شدن و با آرامش . اگر خودم حاضر و ناظر نبودم و كسي برايم جان دادنت را تشريح مي‌كرد باورم نمي‌شد. خوش به حالت سفرت به ديار باقي را خوب رقم زدي.

حاجي فكر بي تو بودن كابوس من است . تو با مني ( اطمينان دارم) اميدوارم من هم با تو باشم( هميشه)

 

بهترين زمان

برديوار نهالستاني در كانادا چنين نوشته‌اند:

بهترين زمان كاشت نهال ۲۵ سال پيش است ... از آن كه بگذريم همين امروز است.

نهال نظم و انضباط را همين امروز در بستر زندگي خود بكاريد.

جان ماكسول در فصل ۱۸ كتاب صفت‌هاي بايسته يك رهبر.

اول كدام؟

يك سوال بنيادي فلسفي وجود دارد كه خودش و پاسخش هر دو چالشي هستند.

اول مرغ بود يا تخم مرغ؟ سوالي كه منجر به تسلسل مي‌گردد.

پيرو اين بحث بنيادين مسايل مشابهي مطرح مي‌گردد. اول كداميك از طرفين عذر خواهي كنند تا مصالحه صورت پذيرد؟ اول كار كنيم تا دستمزد بگيريم يا اول دستمزد مي گيريم تا كار كنيم؟

تاكسي ها بايد براي سوار نمودن مسافر در سر تقاطع ها فاصله بگيرند يا مسافرين براي سوار شدن در تقاطع ها اجتناب نمايند؟ در حالي كه تاكسي داران وانمود مي‌نمايند به دليل رفتار مسافرها مجبورند در سر تقاطع‌ها مسافرگيري نمايند و مسافرين هم مي‌گويند اگر از تقاطع  ها فاصله بگيرند امكان سوار شدن را از دست مي‌دهند.

بالاخره در كارهاي به هم مرتبط ترتيب و تقدم نقش اساسي دارد كه متاسفانه در خيلي از موارد برخي دوست دارند اين ترتيب نامعين باشد تا خارج از انضباط بتوانند به راحتي و دلبخواه كار كنند.

از اين دست موارد حتما در ذهن اغلب ما وجود دارد كه به مثابه سوال اول همچنان بدون حل عمل مي‌شود.

و سوال اصلي اينكه از كجا بايد شروع كرد؟

جواب ...... نمي‌دانم.