امروز صبح در مسير رفتن از منزل به تهران شاهد صحنه هاي جالبي بودم. به واسطه بارش چند روز اخير معابر به طرز شگفت آوري غير قابل تحمل بودند.

اغلب خيابان‌ها دچار آب گرفتگي شده‌اند. اين سوال برايم مطرح شد كه آيا در آموزش‌هاي دوران ابتدايي ، راهنمايي و متوسطه در مورد شيب، چاله و گودال مطلبي در كتب درشي داشتيم يا نه. البته من چون در دبيرستان رشته رياضي بودم در مورد سطح شيبدار در كتاب مكانيك مطالب و مسايلي داشتيم ساير رشته ها را اطلاع ندارم. نمي دانم دليل عدم انجام عمران خيابان‌ها و جاده‌ها با رعايت اصول شيب و روان سازي آب‌هاي سطحي،بي اطلاعي از تعريف و به واسطه‌ آن ضوابط و قواعد شيب مي‌باشد يا عدم نظارت بر انجام پروژه‌ها است. شايد بگوييد اي بابا گير دادي‌ها گويا همه مشكلات حل شده بود همين يكي مونده. اين موضوع به اين كوچيكي اون هم براي چند روز كه ارزش بحث را ندارد.

علي اي حال بد نيست تعارف زير را بخوانيد:

شيب: اختلاف ارتفاع دو نقطه نسبت به سطح دريا بطوري‌كه مابين آن دونقطه نقطه اي با ارتفاع بيشتر وجود نداشته باشد شيب مي‌نامند. در مسير داراي شيب مايعات از از نقاط با ارتفاع بيشتر به نقاط با ارتفاع كمتر حركت مي‌نمايند.

چاله يا گودال: به مكان جغرافيايي كه ارتفاع همه نقاط اطراف نسبت آن بيشتر باشد اطلاق مي‌گردد. مايعات از نقاط با ارتفاع بيشتر به نقاط با ارتفاع كمتر (چاله) جريان مي‌يابند و در چاله‌ها مي‌مانند.  

بزرگ‌ترين چاله‌ها درياها و اقيانوس‌ها هستند.

البته مثل محاسبات كه با ظهور و حضور ماشين حساب ما را از درد سر فرمول‌ها و اجراي قواعد رياضي آسوده نموده است . براي شناخت و محاسبه شيب هم دستگاه‌هاي شيب سنج وجود دارد.

با تمام اين تفاسير براي جلوگيري از ماندن آب در وسط خيابان‌هادرخواست مي نمايم در پروژ‌هاي ساخت خيابان‌ها به تعاريف فوق مراجعه گردد تا شهروندان از اين‌كه روزهاي باراني با خيال آسوده از پاشيده نشدن آب از خيابان به سر و رويشان از خانه خارج شوند.