درس زندگي
حتما شما هم در محاوره هاي معمولي با افرادي مواجه بوده ايد كه وقتي زندگي را توصيف ميكنند چيزي جز بدبختي و عدم امكان تداوم و ياس و نااميدي عايدتان نميشود. يا برخي جوانان طوري شرايط را بسته و راههاي ادامه زندگي را مسدود توصيف مينمايند و البته در شيوه بيان هم از تبحر خاصي استفاده ميكنند كه ناخودآگاه همزاد پنداري نصيب آدمي مي گردد.
در زير چند تصوير از اطراف روستاي سيه منصور درج مي نمايم كه براي خود من بسيار آموزنده و مشوق ميباشند.(عكسها توسط آقاي مرتضي لطفي فرزند آقاي نريمان لطفي گرفته شده است.)







در حالت طبيعي شرايط معمول براي رشد و نمو گياه وجود خاك مناسب، برخورداري از آب به اندازه كافي ، رسيدگي و مراقبت و ... مي باشد. حال اگر يكي يا چند تا از اين عوامل با نقصان و كمبود مواجه شد تكليف چيست؟ جواب اين پرسش در تصاوير فوق با صراحت و به روشني آورده شده است. زندگي جاريست و تداوم مي يابد فقط اگر ما بخواهيم. اين درختان كه از نظر رتبه آفرينش به مراتب از ما انسانها پايينتر هستند اين را بدون هيچ پنهان كاري اعلام مينمايند پس بهانه جويي چيزي جز فرار به جلو نيست انسانها با رتبه آفرينششان اجازه شانه خالي كردن از خوب و با نشاط زيستن ندارند.
من وقتي اين تلاش براي زيستن را در طبيعت ميبينم شرمم ميآيد به غير ممكن بودن ادامه زندگي خودم بينديشم يا بدتر از آن براي كسي حرفي بزنم. وقتي درختي كه در مرتبه تكوين از من به مراتب پايين تر است اينگونه راست قامت در بلندي ، در خاك آهكي ، در شيبي كه امكان حفظ و نگهداري آب وجود ندارد، در شرايطي كه حتي ريشه هايش بيرون از خاك مي باشد چنين شاداب و با طراوت به زندگي لبخند مي زند واقعا همه بهانهها از چون مني گرفته ميشود.
تا شقايق هست زندگي بايد كرد. پاينده و استوار باشيد