شامگاه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ پدرم به رحمت خدا رفت. روحش شاد. مثل خیلی حالت های دیگر درد ناشی از خلاء حضورش هم برایم غیر قابل توصیف است. او مردی بسيار بخشنده،ساده ، دنیا دیده و فوق العاده مهربان بود. علی رغم کهولت سن تمام امور شخصی اش را بدون وابستگی و مستقل انجام می داد .

مرحوم حاج صادق اسماعيلي

به همه آن ها که هنوز از نعمت سلامت والدین برخوردارند توصیه موکد می کنم قدر آنان را بدانند . این نعمات جایگزین ندارند. البته من از جرعه می ناب پدر بزرگوارم کم ننوشیدم. ولی نیازم بر طرف نشد چون هرچه نوشیدم عطشم مضاعف شد.

او در طول زنذگی داغ از دست دادن دو فرزند جوان را تجربه کرد و با توجه به ارتباط معقول و معنوی که با مقدرات خداوند ایجاد نموده بود همواره تسلیم و سربلند بود .

به حدی آرام مرحله گذار از این سفر را طی نمود که اگر خودم حاضر نبودم و دیگری برایم توصیف می نمود قطعا باور نمی کردم. به سان رفتن به رویا بدون درد کشیدن و رنجاندن دیگران. خدایش بیامرزد. نه در بستر بیماری افتاد و نه زمین گیر شد تا این اواخر هم در مقابل تمایل اطرافیان به کمک در بالا رفتن از پله مقاومت می نمود.

او بدون اغراق سربلند زیست و با عزت سفر آخرت را طی نمود.