يك سوال مهم كه اخيرا شنيده‌ام و برايم جالب بود .

آيا از بدست آوردن چيزهايي كه مي‌خواستيم خوشحاليم يا از آنچه بدستمان رسيده است؟

فرض خود من اين است كه خداوند طول عمر مرا به شصت سال رسانده است. از چه چيزهايي بايد خوشحال باشم و چه چيزهايي مايه افسوس و دريغم خواهند بود. آيا از چيزهايي كه با تلاش و برنامه‌ريزي به‌دست آورده‌ام خرسند خواهم شد و يا خودم را از آنچه كه براساس سرنوشت و تقدير نصيبم شده‌است راضي نشان خواهم داد؟

حب نفس در سرشت انسان وجود دارد و تا حدي كه به ديگران و حقوق طبيعي آسيبي نرساند مجاز است. به بيان ديگر تخريب نفس مذمت شده‌است.

اينكه چگونه رفتار نماييم تا در پايان اين سفر(زندگي) دچار سرخوردگي و افسوس نگرديم بستگي به آموزه‌ها و باورهاي نهادينه شده در ذهن ما دارد.

آموزه‌هاي ديني و فرهنگي ما رفتار براساس تامين رضايت خدا و بندگانش(باتاكيد خاص) را موجب رستگاري معرفي مي‌نمايد. البته در گذر تاريخ اين باور با چالش‌هاي فراوان مواجه شده است. و اين بيشتر به قياس براساس خط كش‌هاي دنيوي است چرا كه قياس براساس معيارهاي معنوي در بسياري از موارد پذيرش دنيوي ندارد. مثلا در مقوله ثواب برخي از اعمال برابري يك در مقابل هفتاد يا يك شب در برابر هزار ماه را بيان مي‌نمايد كه با فرمول‌هاي رياضي سازگاري ندارد.

اينكه در روزهاي واپسين گذشته چه نقشي در ذهنم ترسيم خواهد نمود دغدغه مهم امروز من است.

آيا تصويري لطيف با رنگهاي ملايم و شاد خواهد بود يا تصويري تيره و ملال آور؟

و صد البته اين به رفتار و عملكرد خودم بستگي دارد.