بيمه به‌طور عام و بيمه محصولات كشاورزي به‌طور خاص جايگاه واقعي‌اش را در جامعه به‌دست نياورده است. دلايل اين موضوع بسيار متنوع و در نوع خود تخصصي است. لذا به اهلش مي‌سپاريم. ولي به عنوان يك عضو از جامعه فاخر ايراني وقتي مي‌شنوم كه اجراي صحيح بيمه ( كه اخيرا از آن را با پيشوند صنعت به‌كار مي‌برند) در جوامع توسعه يافته چقدر در امنيت رواني مردم نقش ايفا مي‌نمايد اين سوال برايم مطرح مي‌گردد كه چرا اين اتفاق خوب براي ما رخ نمي‌دهد.

سال قبل ( منتهي به پاييز ۸۹) محصولات باغي بخش كندوان از توابع شهرستان ميانه در اثر سرما زدگي شكوفه‌ها تا ۹۰ درصد از بين رفت. علي‌رغم تبليغات هر ساله براي ترغيب باغداران براي استفاده از امكان بيمه محصولات استقبال چنداني از اين پشتوانه قابل اتكا نمي‌شود.

اين موضوع براي روستا نشيناني كه زندگي و درآمد خود را منحصر به درآمد ناشي از محصولات باغي نموده‌اند بيشتر تاثير داشته و دارد.

قبل از تغيير در نحوه زندگي روستائيان يعني وقتي كه يك خانوار روستايي هم دامداري مي كرد ، هم زراعت داشت، هم باغداري يا بعضا زنبورداري و ... بالاخره از يكي از اين چند نوع هزينه‌هاي زندگي را تامين مي‌نمود.

حال زندگي وابسته به يك شغل شده است تدابير ويژه آن را هم مي‌طلبد. تدبير كارآمد و انكار ناپذير اين نحوه زندگي استفاده از بيمه محصولات مي‌باشد كه اميد است با شيوه هاي ترويجي و معرفي صحيح آن از يك‌سو و ارائه خدمات بيمه‌اي با سهل ترين بروكراسي و اجتناب از طولاني شدن فرآيند آن از سوي ديگر با ستقبال شايسته مواجه شود كه هم صنعت بيمه تقويت گردد و هم روستاييان و باغداران كه شش ماه رنج مراقبت از محصول را به جان مي‌خرند متضرر نشوند.