در مورد الهام از طبیعت موارد و مصادیق زیادی شنیده ایم. بیشتر علوم تجربی ریشه در الهام از طبیعت دارند. علوم ریاضی ، فیزیک و حتي موسيقي و نجوم اغلب با پايه هاي ملهم از طبيعت بنا شده اند. هندسه ، حساب و علم طب نيز بدون الهام از طبيعت شايد موجوديت نمي يافتند. البته ذهن خلاق بشر در تدوين و سامان دادن و چيدمان از پايه تا وضعيت كنوني نقش اساسي را داشته و دارد.

پاراگراف فوق اصلا موضوع من نيست . ضمن اينكه به موارد فوق اعتقاد دارم بعد ديگري از طبيعت مورد تاكيد من مي باشد كه متافيزيك و رفتاري است و آن بخشندگي طبيعت است. طبيعت مي بخشد . طبيعت بدون توقع مي بخشد. بخشش طبيعت وابسته به بخشش ما نيست. بخشش طبيعت شامل همه مي شود. خوب و بد را سوا نمي كند حتي قضاوت هم نمي كند فقط مي بخشد . نگران پايان هم نيست. آفتاب ، چشمه ها ، باران ، طراوت و سرسبزي و همه و همه نمونه هايي از نوع بخشش طبعت است.

چه خوب می شود اگر در اين بعد هم از طبيعت الهام بگيريم. البته شايد حساب كتاب ها و حسابگري ها موجب عدم پذيرش اين خصلت از طبيعت به عنوان الگو توسط ما نوع بشر مي شود.